أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

502

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بعقيدهء اين جانب كتاب تفسير مزبور گذشته از آنكه يكى از بهترين و مهم‌ّترين تفسيرهائى است كه به زبان فارسى نگاشته شده يكى از پسنده‌ترين و ممتازترين نثرهاى ادبى زبان فارسى بشمار است كه به فارسى فصيح و عبارات شيوا و بليغ انشاء شده ، و ما اينك براى اثبات مدّعاى خويش بذكر چند نمونه از ترجمه‌هاى آن ميپردازيم : هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( جلد نخست ؛ سورهء بقره ؛ صفحهء 59 ) ميگويد : او آن خدائى است كه هر چه در زمين آفريد همه براى شما آفريد چه او بىنياز و مستغنى است ، حاجت برو روا نيست ، منافع و مضارّ به او راه نيابد ، پس قصد آفريدن آسمان كرد و آسمانها هفت آفريد ، و او آن خدائى است كه به همه چيز داناست . يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ * ( جلد نخست ؛ سورهء بقره ؛ صفحهء 142 ) اى فرزندان يعقوب ذكر نعمت من كنيد ، نعمتى كه بر شما كرده‌ام با « 1 » ياد آوريد و آنكه من شما را بر اهل روزگار و زمانهء شما تفضيل نهادم نعمتى عظيم است شكر آن بواجبى گزاريد .

--> ( 1 ) - در زمان قديم در بسيارى از جايها حرف اضافهء ( با ) بجاى حرف اضافهء ( ب ) به كار رفته و درين زمان تقريبا از ميان رفته و معمول نيست چنان كه ظهير فاريابى درين بيت : شرح غم تو لذّت شادى بجان دهد * شكّر لب تو طعم شكر با دهان دهد ( بجاى « به دهان دهد » استعمال اين زمان « با دهان دهد » گفته . ) و اين شعر استاد سخن سعدى در كتاب گلستان : شرانگيز هم در سر شر شود * چو كژدم كه با خانه كمتر شود يعنى به خانه كمتر رود . و درين بيت حافظ عليه الرّحمه : در نمازم خم ابروى تو با ياد آمد * حالتى رفت كه محراب بفرياد آمد كه بجاى [ به ياد آمد ] امروز [ با ياد آمد ] ذكر شده و كسانى كه متوجّه اين نكته نبوده‌اند در آن تصرّف كرده‌اند و برخى ( تا ياد آمد ) و بعض ديگر ( بر ياد آمد ) نوشته‌اند .